محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

561

تحفه خانى ( فارسى )

بلغم و يا تركيب از خون و سودا و اين احتمال رابع است و بسيار كم است كه اين علت از انصباب يك خلط پيدا شود پس در تدبير نظر معالج بايد در آن باشد كه از كدام حادث شده است بر آن وفق در علاج اهتمام نمايد و اگر چنانچه مركب باشد در تدبير بحسب اغذيه و ادويه و اشربه و ضمادات و آنچه از ادويه موضعه است بر وفق آن ترتيب داده بر مريض ايراد كند و ببايد دانست كه اطبا برين متفق‌اند كه علت وجع المفاصل عورات و خواجه سرايا و اطفال را بسيار كم مىشود و سبب اين گفته‌اند كه در ايشان صفرا كم است و اين علت اكثر در اشخاص كه دموى و بلغمى مزاج‌اند حادث شود و صفراوى مزاجان را بسيار به قوت مىشود و كسانى كه ايشان را در كتخدائى و مباشرت حرص است نيز بسيار مىشود و خصوصا كه مباشرت بر امتلا واقع شود و اگر چنانچه سبب حدوث اين علت خون باشد علامت او غلبه خون است و شدت وجع ضربانى و حرارت پس آن عضو و مفصل كه اين وجع درد است و علاج درين مقام فصد است اگر چنانچه اين درد در دست راست باشد فصد از دست چپ بايد و اگر چنانچه در دست چپ باشد از جانب راست بايد كرد و اگر چنانچه اين علت در پاى چپ باشد فصد از دست راست بايد كرد و اگر چنانچه در پاى راست باشد فصد از دست چپ بايد كرد و خون به مقدار قوت و واجب و سن و وقت اخراج بايد كرد و باسليق بايد زد و بر موضع وجع خرقه كتّان كه تر كرده بر برف و يا يخ سرد كرده باشند بايد نهاد و طلا بر آن عضو از صندل سفيد و شياف ماميثا و فوفل و سفيده قلعى و گل ارمنى و پوش دربندى كه او را پوش ترك نيز مىنامند و گل سرخ ادويه برابر يكديگر كوفته و پيخته و بگلاب خلط كرده بايد طلا كرد و از شرط طلا و ضماد آنست كه بعد از طلا كردن